نیکا جاننیکا جان، تا این لحظه: 13 سال و 6 ماه و 10 روز سن داره
پیوند مامان و باباپیوند مامان و بابا، تا این لحظه: 15 سال و 1 ماه و 7 روز سن داره

نیکا قاصدک

خونه مادربزرگ

هر تعطیلی که پیش بیاد ما راهی ایلام می شیم. نیکا این بار توی ماشین اذیت نکرد و جالب این بود به محض رسیدن خونه رو شناخت و فوری داد زد: "مامان". همه اعضای خانواده رو می شناخت و مثل دفعه قبل بیتابی نکرد. مدام عمه کوثر رو صدا میزد و یک لحظه نمیذاشت به کارهاش برسه. هوای نسبت به خرم آباد گرمتر بود و یک روز فرصتی پیش اومد که نیکا بدون لباس گرم توی حیاط بازی کنه. چادر ها همچنان برقرارن و مردم از ترس زلزله زیر چادر می خوابن. شب اول هم زمین با یه زلزله 4/5 ریشتری از ما پذیرایی کرد. منم که موقع زلزله تنها کاری که کردم بغل کردن نیکا و فرار کردن بود. روز دوم موفق شدیم بریم خونه نیمه کاره جدید رو از نزدیک ببینیم. نیکا و عروسک بچگی های من ...
3 دی 1393

آشپزی های من و دخترم

چندوقته نیکا علاقه عجیبی به کارهای خونه پیدا کرده.از جارو کردن گرفته تا آشپزی. مدام یه دستمال دستشه و روی میزها رو تمیز میکنه. لباسهارو از داخل لباسشویی درمیاره و روی رخت آویز پهن میکنه. اگه بخوام کیک درست کنم هم زدن کیک وظیفه نیکاست و .... بعدش دیگه خودتون حدس بزنید خونه چه وضعی پیدا میکنه. اینم نمونه شاهکارهای نیکا خانوم توی درست کردن تک تک اونها نیکا پای ثابت بوده "سمبوسه" کیک بسکویت ترشی لیمو   ...
8 آبان 1393

555 روزگی

انگار قسمت نمیشه سه تایی یه جشن کوچولو بگیریم. هر وقت روز خاصی برای نیکا جون هست یه اتفاق میفته و یا اینکه جایی میریم. 555 روزگی نیکا گلی مصادف شد با تولد گلسانا. خب دیگه اینم یه جشن بود دیگه. و صد البته به نیکا خیلی خوش گذشت. مخصوصا پفک خوردن. چون هروقت به نیکا نگاه میکردم یه پفک توی دستای کوچیکش بود. بچه ها بخاطر اینکه نیکا پیششون بره هرکدوم با یه پفک میومدن سراغش. اینم عکسهای خانمی گلسانا جان تولد مبارک   ...
25 مهر 1393

بازم محل کار مامان

نیکا گلی رو دیگه همه اعضا میشناسن و باهاش بازی میکنن. نیکام که عاشق کتاب و اسباب بازی. هرچی بزرگتر میشه کارهاش شیرین تر میشه. نیکا مشغول آجر بازی ژست عکس گرفتن خب دیگه دخترخانم بزرگ شده و می خواد کتاب آدم بزرگا رو بخونه و پایان یک روز خوب ...
23 مهر 1393
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به نیکا قاصدک می باشد